خرید بک لینک
دخترطلاست وصدالبته دوستدار وهوادار پروپاقرص طلا

یک طلافروش چندین نوع احتیاط و مراقبت به خرج میدهدودرصدی از درامد خودرا هزینه می کند تا کسی به فکر سرقت طلاها نیفتد خداوند هم از دخترکه سرمایه با ارزش پدر و مادروطلای گران قیمت افرینش است خواسته مواظب باشد تا مبادا بی توجهی و غفلت دزدهای شرافت و شخصیتدر اوطمع کند و هوس سرقت درسر بپرورانند


برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 18:26

گاهی به خاطر نیشو کنایه های دیگران و چه بسا برای بساتن دهن انان خودرا مجبور به انجام کارهایی میکنیم که قبول نداریم و وجدان درد روح و روان مارا می خراشد ارایش خودنمایی خنده و شوخی تماس بدنی لباس های نامناسب پوشش نصف ونیمه و مانند ان فقط برای همرنگی و

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 18:26

_وکیلم ؟

صدایی نیامد شک داشت

دوباره پرسید

_وکیلم ؟

بازهم ساکت ماند

درحالی که نیشش تا بناگوش باز بود برای بار سوم پرسید

_وکیلم ؟

_ب ب ب....بعله!

از ان لحظه که شیطان از او وکالت گرفت یک لحظه هم رهایش نکرد .همیشه وهمه جا همراهش بود اونم شد عروسک کوکی شیطان

(هرکس از یاد خدای مهربون رخ برتابد شیطانی بر او می گماریم که همراه و دمساز وی گردد){سوره زخرف ایه36}


برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 18:26

برای رسیدن به كربلا، باید اراده ای آهنین، قلبی شجاع و عشقی سوزان داشت و در این سفر، باید رهتوشه ای از صبر و یقین، پاپوشی از توكّل، سلاحی از «ایمان» و مَركبی از «جان» داشت، تا به منزل رسید، چرا كه راه كربلا، از «صحرای عشق» و «میدان فداكاری» و پیچ و خم

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 18:26

غروبگاهان هنگامی که سر شاخه های سرافراز درختان به نوازش نسیم سربن گوش یکدیگر می تهند صدای نجوای ماهیگیری که در پی صید ماهی چندروزی دردریا سرگردان است به گوش میرسد جلوتر میروم وشن های نرم ومطبوع ساحل را زیر پایم حس می کنم دریا سکوتی عجیب دارد صدای مرغ

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 18:26

حجاب یعنی به جای شخص، شخصیت را دیدن. حجاب یعنی به همه ی نا محرمان و ظاهر بینان "نه" گفتن. حجاب آوای ملکوتی جمال طلبی معنوی زن است. حجاب تلالو شبنم بر چهره ی زیبای گل است. حجاب تضمینی برای تداوم خط زیبای شرافت است. حجاب تداوم بخش آیه های مهربانی متقاب

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 18:26

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن لب وا کن و با واژه بزن جادو کن لیلی تو بگو،حرف بزن،نوبت توست بعد از من و جان کندن من نوبت توست لیلی مگذار از دَم ِ خود دود شوم لیلی مپسند این همه نابود شوم لیلی بنشین، سینه و سر آوردم مجنونم و خونابِ جگر آوردم مجنونم و خو

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 18:26

خیلی وقت است که از ته دل نخندیدم امابدترازان خیلی وقت است گریه هم نکرده ام گریه نکردم برای او که رفته برای عروسک بی مویی که از کودکی با خودم به دنیای بزرگ ترها اورده بودم وگمش کردم برای گربه پیر حیاطمان که حالا چند وقتی است هرچه صدایش میکنم نیست وانگ

برچسب: نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: جمعه 12 آبان 1396 ساعت: 18:26

صفحه بندی